سيد ظهير الدين مرعشى

94

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

قارن وندان و ديالم و آل بويه و آل وشمگير بر ايشان چيره مىشدند و عبّاسيان لشكر به ولايت بر ايشان مىفرستادند و خرابيها مىكردند اما عاقبت غلبه ايشان را مىبود . تا به روزگار ملك الجبال اصفهبد شروين بن سرخاب بن به او كه ونداد هرمزد با وى عهد بست . و تمامى امراى ولايت عرب را از براى ولايت طبرستان به حرب بيرون كرد ، و اصفهبد شروين به پادشاهى بنشست ونداد هرمزد به صاحب الجيش معروف بود ، چنانچه ذكر رفت . و پسرش قارن پيش از شروين بگذشت . اصفهبد شهريار پسرزادهء شروين بود ، كه هارون الرشيد از شروين به نوا بستاند ، و بعد از شروين اصفهبد شهريار بن قارن ملك الجبال بود . بعد از وى جعفر بن شهريار بن قارن دوازده سال پادشاهى كرد ، و داعى الكبير در زمان او خروج كرد ، و از بعد او برادرش اصفهبد قارن بن شهريار ملك الجبال شد و اول در قبايل خود ، او اسلام قبول كرد و زنّار از ميان بكيخت و در روزگار معتصم خليفه داعى الكبير در سنهء دويست و بيست و هفت بادوسپان را بر سر راه او فرستاد ، تا جمله ولايت او را بسوخت و تاراج كرد ، و باز اصفهبد قارن با داعى صلح كرد و فرزندان خود سرخاب و مازيار را به نوا فرستاد . و سرخاب از داعى بگريخت ، و داعى به كوهستان به حرب اصفهبد قارن رفت و ملك او را به كلى خراب كرد . بعد از آن اصفهبد رستم بن سرخاب بن قارن بود كه چون داعى ديالم را به سبب بدسيرتى دست و پا ببريد و يك‌هزار مرد از ايشان دست و پا بريده بينداخت . بقيهء ايشان از آن سبب بگريختند و به اصفهبد رستم پناه بردند . و او با داعى خلاف كرد و به قومش رفت و نايب داعى سيد قاسم را بگرفت و به شاه دز هزار جريب فرستاد و قومش را به تصرف خود درآورد ، و اعتبار تمام پيدا كرد ، و چون ديد كه داعى با او بد است به امير خراسان رافع بن هرثمه پيوست و او را به مازندران آورد . و تمامى مازندران و رويان را خراب كرد ، و ديلمستان را نيز خراب نمود و داعى در ديلمان ملتجى شد ، تا رافع به خراسان بازرفت و با عمرو ليث اقامت اقامت خصومت بنياد نهاد ، و نتوانست با عمرو ليث اقامت نمودن ، بگريخت و